تبليغاتX
زرآب

زرآب

شعری از حسین پژمان بختیاری

اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست       من این ویران‌سرا را دوست دارم.
اگر تاریخ ما افسانه‌رنگ است       من این افسانه‌ها را دوست دارم.
نوای نای ما گر جان‌گداز است       من این نای و نوا را دوست دارم.
اگر آب و هوایش دل‌نشین نیست       من این آب و هوا را دوست دارم.
به شوق خار صحراهایِ خشکش       من این فرسوده‌پا را دوست دارم.
من این دل‌کش زمین را خواهم از جان       من این روشن‌سما را دوست دارم.
اگر بر من ز ایرانی رود زور،       من این زورآزما را دوست دارم.
اگر آلوده‌دامانید، اگر پاک       من ای مردم، شما را دوست دارم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط منصور  | 

اولین پزشک ایرانی

دکتر ابوالقاسم بختیار (۱۲۵۰- ۱۳۴۹ هجری شمسی) ابوالقاسم در بروجن ، استان چهارمحال بختیاری در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. هنگام تولد مادر خود را از دست داد و از یکی از بزرگترین نعمت ها یعنی محبت مادری محروم گردید. ابوالقاسم با پدرش زندگی را آغاز نمود و متآسفانه هنگامی که ۶ ساله بود پدر خود را نیز از دست داد. مختصر وسایلی که از پدر برایش مانده بود بابت مانده حساب های پدر به عمویش داد و از ایشان خواست تا برایش کاری پیدا کند تا بتواند از عهده هزینه‌های زندگی خود برآید. عموی ایشان مسئولیت تآمین هزینه‌های همسر و فرزندانش را به عهده داشت و به سختی می‌توانست هزینه‌های ایشان را تأمین نماید و از طرفی نگران ابوالقاسم هم بود. ابوالقاسم از این مهم با خبر بود و دلش نمی خواست سربار ایشان باشد و به دنبال آن بود که روی پای خود بایستد. یکی از افرادی که ابوالقاسم در زندگی ایشان را به نیکی یاد می نمود، همسر دوم پدرشان بود (شهربانو) وی را مجبور می‌کرد تا هم درس بخواند و هم کار کند. تقریباً همه کارهای متداول در آن زمان را انجام داد و به موازات به کسب علم می‌پرداخت. وی از سال ۱۲۵۰ - ۱۲۸۵ در بروجن زندگی می‌کرد. ابوالقاسم با تلاش، کوشش و پشتکار و استقامت در مقابل ناملایمات زندگی رفته رفته از شاگردی به معلمی رسید. یکی از روزها همسر یکی از خوانین بزرگ بختیاری (ملقب به بی بی) که در سفر بوده و در بروجن اطراق نمودند، برای نوشتن نامه به‌دنبال کسی بودند که ابوالقاسم را به ایشان معرفی نمودند و بی بی فرمودند به دنبال ایشان بفرستید و پس از ساعتی ابوالقاسم نزد بی بی آمد و نامه مورد نظر ایشان را نوشت. بی بی که از معلومات ایشان خوشش آمده بود به او پیشنهاد کار و تعلیم و تعلم فرزندان خود را داد و ابوالقاسم نیز پذیرفت. ابوالقاسم از سال ۱۲۸۵-۱۲۸۹ به شلمزار ، استان چهارمحال بختیاری رفته و مسئولیت تعلیم و تعلم فرزندان خان را به عهده گرفت. وی که به دنبال کسب بیشتر علم بود در سال ۱۲۸۹ هجری شمسی به تهران آمد و در سن سی و نه سالگی با موافقت دکتر جردن ( به خاطر فاصله سنی ایشان با سایر دانش آموزان که اکثراً از خانواده‌های وزیران و شخصیت های مملکتی بودند) دانش آموز دبیرستان آمریکائی های تهران (دبیرستان البرز) شد. ابوالقاسم در سال ۱۲۹۷ پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان البرز و کمک های پدرانه دکتر جردن راهی [[ایالت متحده آمریکا ینگه دنیا]] شد و طی ۱۲سال که در آمریکا بودند با تلاش بی وقفه در را کسب علم، در دانشگاه‌های کلمبیا، آیووا و داکوتای جنوبی به آموختن پرداخت و سرانجام در پنجاه و پنج سالگی موفق به دریافت دکتری پزشکی خود از دانشگاه نیویورک گردید. اول جولای ۱۹۲۶ اولین پزشک ایرانی از آمریکا فارغ التحصیل شد و این مهم در کارنامه ایشان و ملت بزرگ ایران ثبت و ضبط گردید. (لازم به ذکر می‌باشد که بروجن، زادگاه ایشان سالهاست که بیشترین پزشک را در آمارهای رسمی به خود اختصاص داده است) دکتر بختیار در سال ۱۳۱۰ هجری خورشيدی به دعوت شخصیت های کشوری جهت توسعه سطح علمی کشور به ایران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ در تأسیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شرکت داشت. زمین دانشگاه که از املاک معروف به جلالیه بود متر مربعی سی شاهی خریداری و اولین ساختمان دانشگاه، دانشکده پزشکی با همکاری مردان بزرگی که یکی از ایشان مرحوم دکتر ابوالقاسم بختیار بود احداث گردید. دکتر ابوالقاسم بختیار به عنوان معاون دانشکده پزشکی، دانشگاه تهران فعالیت می نمود و بنیانگذار سالن تشریح دانشگاه تهران بوده که سالن مذکور به نام ایشان ثبت گردیده است.

منبع: ویکی پدیا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط منصور  | 

ايل من

ايل من با من بخوان اين چامه را


درک کن باور کن اين غم نامه را

ايل من با ني بيا با ني بزن


از گلوي اه اوايي بزن

ايل من ناي تو با ني خوشتر است


هاي چوپان تو با ني خوشتر است

ياد چوپانان شيداي جنوب


قصه اواز خوانان جنوب

ايل ما با کوه ادت کرده بود


در بلندي ها عبادت کرده بود

دستامان بوي گندم داشتن

دوستيهامون تداوم داشتن


ما دلي پاک و دهاتي داشتيم


خولقو خوي ايلياتي داشتيم


ايل من با کوهسارنت بمان


با تمام بي قرارانت بمان
منبع: سایت مالکنون
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط منصور  | 

جونقان پرچم احترام به سردار اسعد را به شایستگی بالا برد

آنان از شهردار خویش خواستند تا خیابان ارشاد، حدفاصل پایانه ی مسافربری و کاخ قلعه سردار اسعد بختیاری را به خیابان سردار اسعد تغییر نام دهد آنان سردار اسعد و این کاخ قلعه را یادآور مجد و شکوه شهر جونقان می دانند  و این نامگذاری را در راستای ادای دین به برجسته ترین شخصیت تاریخی استان، کسی که سهم عمده ای در مشروطه ی دوم و سرکوب استبداد داشته است می دانند، آنان اظهار نمودند به هیچ روی اجازه نخواهند داد عده ای معلوم الحال که همواره با ارزشهای وجودی، نام، آوازه و شهرت این ابرمرد مشروطه خواه لجاجت می ورزند مانع از این نامگذاری شوند و خاطر نشان کردند که این نام گذاری بخشی از افتخارات جونقان را بازگو می کند و حق طبیعی مردم جونقان اعم از فارس و ترک می باشد که از شخصیتی که کاریزمای فراقومی یافته است و متعلق به یکایک مردم جونقان، استان و کشور است در حد شایسته استفاده بنمایند. برخی از  آنان گفتند کسانی  که نمی خواهند نام سردار اسعد بر اماکن فرهنگی و خیابانهای جونقان زینت یابد و کسانی که نمی خواهند کاخ قلعه ی سردار اسعد به کاخ موزه ی مشروطه تبدیل شود دقیقا کسانی هستند که بزرگی، مجد و شکوه جونقان را نمی خواهند چرا که حاج علیقلی خان سردار اسعد شخصیت سلیم النفسی است که پای پیاده حج گزارد و منشاء خدمات برجسته ای در منطقه و تاریخ کشور است متعلق به همه جونقانی ها از هر قومیت می باشد و ما بیش از این به کسانی که با مفاخرمان دشمنی می ورزند اجازه نمی دهیم که با طرح تهمت ها و افتراها شهر ما را از برکات معنوی این شخصیت بزرگ محروم سازند. آنها خاطر نشان کردند تشکیل موزه ی مشروطه در کاخ قلعه ی سردار اسعد حق بدیهی و مسلم شهر جونقان است. این موضوع علاوه بر افتخارات تاریخی ونشان دادن حماسه ی حضور اقوام ساکن جونقان در فتح تهران به رونق گردشگری و بالا رفتن ارزش منطقه ای شهر جونقان نیز  می انجامد. و هیچ کس حق سلب این موقعیت ممتاز را از جونقان ندارد.

شهردار جونقان که رویکردی فرهنگی و توسعه گرا دارد یکی از تلاشگران ایجاد کاخ موزه ی مشروطه است و تحقق این مهم را در جهت توسعه ی جونقان حائز اهمیت می داند. وی برای تغییر نام خیابان ارشاد به خیابان  سردار اسعد به مردم جونقان قول مساعد داده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط منصور  | 

نگذارید "حق آب" استان را آب ببرد

آنها که از آب کره می گیرند گاهی به مفت بازی های استان چهارمحال و بختیاری در خصوص "حق آب" می خندند حتی آنان که تابستان سال گذشته پیاپی بستر خشک زاینده رود را نشان می دادند همان موقع هم می دانستند آب تا لنجان می رود اما به لنجان که می رسد لنزهای شان بسته می شود تا کسی نپرسد آبی که تا لنجان می آید چرا به پل های خواجو و سی و سه پل نمی رسد؟ و کسی نپرسید چرا این سراب سازی قوزک پای هیچ کس را تر نمی کند؟

مستند پر طمطراق و پر تحریف و همایشهای آبکی تابستان گذشته هم ناجوانمردانه به فروش آب استان توسط چهارمحال و بختیاری اشاره می کرد و در این نادیده انگاری حتی به کوههای بختیاری که زاینده رود از آنها سرچشمه می گیرد سخنی و تصویری به میان نمی آمد در این آدرس غلط دادنها چیزی که به آن پرداخته نمی شد مظلومیت چهارمحال و بختیاری مخصوصا مظلومیت حوزه ی آب خیز آن بود.گویا ما به آب بردن حق خویش عادت کرده ایم.

در سد سازی ها چیزی که به آن پرداخته نمی شود آوارگی مردمانی است که زمین هایشان در دریاچه ی سدها غرق می شود، آیا زندگی ویران شده این مردم و خون بهای عشایری که در سیلاب دره مولا 13 تن از آنان و در بوران بازفت 5 تن از آنان یک جا به کام مرگ می رود در ازای این همه آب، ارزش توجه ویژه نداشته و ندارد؟

 مردم چهارمحال و بختیاری که سرمای طاقت سوز کوههای برفی را با استخوان خویش تحمل می کنند آیا از درآمدی که حاصل این چرخه ی زلال و زندگی ساز است؛ سهمی جز سوز و سرما ندارند؟ چرا همواره حق آبه ی این سرزمین را آب می برد ؟ آیا وقت آن نرسیده است که مثل مناطق نفت خیز سهمی از ارزش سرمایه ای آب به استان چهارمحال و بختیاری اختصاص یابد؟

در خوزستان تابستانها به خاطر گرمای طاقت فرسا، یارانه ی ویژه برق می دهند چرا سرمای استخوان سوز استان چهارمحال و بختیاری در کانون دید مسئولان قرار   نمی گیرد تا یارانه ی ویژه گاز همچون خوزستان برای آن لحاظ شود؟  تا کی باید یارانه ی گاز در غفلت ما و در مشعل بی مهری ها بسوزد ؟ تا کی باید حق آبه ی استان را آب ببرد؟ آیا سفر آینده رئیس جمهور به استان نمی تواند فرصتی برای پاسخ عمل گرایانه ـ نه وعده و وعید آمیز ـ به این حق معطل مانده را فراهم کند؟ اگر چنین است  می بایست برای مطالبه ی قانونمند این حق بدیهی به عنوان دستاورد سفر سوم رئیس جمهور،  عزمی استانی پدید آوریم تا در زمستان امسال شکوفه های یک انتظار دیرین به بار بنشیند.

منبع: هفته نامه زاگرس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط منصور  | 

چهارمحال بختیاری و خوزستان فدای فلات مرکزی

از آنجايي كه رئيس جمهور در سفر اول به استان چهارمحال بختياري گفت، در اين استان حتي يك متر زمين هم نبايد بدون آب باقي بماند و موقعي كه آب شرب، آب صنعتي، آب كشاورزي استان تأمين شد، مي توان آب را به استانهاي ديگر انتقال داد. پس چرا وقتي در استان ما دشتهاي بدون آب وجود دارد و برخي از شهرها و روستاهاي ما از نظر آب شرب بحراني هستند، آب استان بايد به حوزه هاي ديگر انتقال يابد؟!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط منصور  | 

دردنامه ایل بختیاری با دکتر محسن رضایی

جمعی از فعالان فرهنگی بختیاری‌ حوزه جنوب کشور با انتشار نامه ای در وبلاگهای خود،‌ از کاندیداتوری دکتر محسن رضایی حمایت نموده اند.

به گزارش ایفنا نیوز، متن این نامه که نسخه ای از آن با عنوان "دردنامه ایل بختیاری با دکتر محسن رضایی" برای ایفنا نیوز ارسال شده، بدین شرح است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط منصور  | 

لاله های واژگون

لاله‌های واژگون یکی از ۱۲ هزار گونه گیاهی شناسایی شده در کشور است که زیباییی آنها نفس را در سینه حبس کرده و کمتر کسی است که آرزوی دیدن آنها را در آغازین فصل سال نداشته باشد. بیش از ۱۵ درصد گونه‌های گیاهی ایران منحصر به فرد بوده و به عبارت دیگر در هیچ کجای دنیا به صورت طبیعی رشد و نمو نمی‌کنند. لاله‌های واژگون نیز یکی از گیاهان مشهور ایران است که در میان لاله‌های ایران از شهرت و زیبایی منحصر بفردی برخوردار است و همه ساله عده‌ای برای تماشای این جلوه طبیعی کم نظیر راهی دامنه های زاگرس می‌شوند. گلستان کوه در خوانسار، ارتفاعات اشترانکوه لرستان و کوه‌های صمصامی و دشت لاله دیمه در استان چهار محال و بختیاری بیشترین انبوهی از این گلها را در خود جای داده اند. این گیاه با نام علمی Fritillaria imperialis گیاهی است دیدنی که در هوای لطیف مرغزارهای سرسبز کوهسارهای سربلند و مغرور ایران‌زمین می‌روید. جای‌جای این خاک گهرخیز هنرزا، سرشار از دیدنی‌هایی است که در پهنه‌سار گیتی اگر یگانه نباشد، کمیاب و نایاب است. این گل در ارتفاع ۱۵۰۰ متر بالا پراکنش دارد و تحت تاثیر دمای هوا از اوایل بهار شروع به شکوفایی می‌کند و در اواسط تابستان به گل می‌نشیند. لاله واژگون که با نامهای لاله سرنگون و اشک مریم نیز شناخته می‌شود، ۱۲۰ سانتیمتر از سطح زمین ارتفاع دارد. این گیاه با گلهای زنگوله‌ای درشت به رنگ نارنجی مایل به قرمز به طرز زیبایی از داخل بانوشگاه‌های سیاه رنگ روی زمینه سفید آرایش یافته‌اند. این گل سازگاری زیادی با دامنه های سنگلاخی و صخره‌ای دارد و در صورت عدم تخریب به واسطه دام و انسان حتی ۱۰ هزار شاخه از آن را در یک دشت می‌توان مشاهده کرد. چرای احشام، تخریب زیستگاه برای ایجاد اراضی کشاورزی، برداشت مستقیم این گیاه و عرضه به بازار مهم‌ترین عوامل تهدید لاله های واژگون است.

منابع: دانشنامه ویکی پدیا و http://www.irandeserts.com

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط منصور  | 

حسین پژمان بختیاری

شادروان حسین پژمان بختیاری از بزرگ مردان ایل غیور بختیاریست ، تبار شاعر از نظر پدری به خانواده ای سلحشور  و اهل شمشیر می رسد ، از نظر مادری وی به خانواده ایی دانشمند و اهل قلم وابسته است . مادر او عالمتاج قائم مقامی ( متخلص به ژاله) از نوادگان قائم مقام فراهانی وزیر و نویسنده مشهور دوران قاجار ، و از پیشتازان فن ساده نویسی در ادبیات فارسی است. خود ژاله نیز ، که از دیوان چاپ شده اش بر می آید ، یکی از چیره دست ترین و حساس ترین سخنوران زن در سراسر ادبیات فارسی است . با مرور بر دیوان پژمان در می یابیم که شاعر در موارد بسیاری از بیوگرافی خود ، از محیط کودکی و نثر و نمایش از خوی و خلق والدین ، سپس از سال های جوانی و پختگی و سرانجام از فرسودگی خود کرده است 0 این یاد آوریها خطوط اصلی مواضع اخلاقی و عقیدتی و فکری پژمان را به ما باز  می شناساند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط منصور  | 

ضرب المثلهای بختیاری

آدمي که مالس اِره، ايمونس هم اِره.

"کسي که مالش مي رود، ايمانش هم مي رود."  کنايه از اينکه کسي که مالش به سرقت برود، ممکن است با مظنون شدن به اين و آن، ايمانش هم از دست برود.

آدميزاد، بونده بي باله.

"آدميزاد (همانند) پرنده اي است بدون بال".  کنايه از اينکه هر آينه ممکن است هجران و دوري براي انسان پيش آيد.

مرغ باغ ملکوتم، نيم از عالم خاک                            دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم    (مولانا)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط منصور  |